
نگاه کن
چه فروتنانه بر درگاه ِ نجابت به خاک ميشکند
رخسارهيي که توفاناش |
|
| |
مسخ نيارست کرد. |
چه فروتنانه بر آستانهی تو به خاک ميافتد
آن که در کمرگاه ِ دريا
دست حلقه توانست کرد.
نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
آن که مرگاش ميلاد ِ پُرهياهای هزار شهزاده بود.
نگاه کن!
پ.ن.۱. احمد شاملو.
پ.ن.۲. سکوت آزار دهنده بود.
پ.ن.۳. روحت شاد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 11:58 توسط سارا
|